ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
97
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) خبر داد كه مىگفته است * احنف به حكومت خراسان گماشته شد و چون به فارس رسيد در شبى سرد جنب شد . او بدون اينكه كسى از غلامان يا سپاهيان را بيدار كند برخاست و به جستجوى آب پرداخت . گويد او از زمينهاى سنگلاخ و پرخار عبور كرد و از پاهايش خون روان شد . كنار استخرى رسيد كه يخ بسته بود يخ را شكست و غسل كرد . چون از آب بيرون آمد روى لباسهاى خود يك جفت كفش تازه جفت كرده ديد و پوشيد . صبح موضوع را به ياران خود خبر داد ، گفتند به خدا سوگند ما نفهميدهايم كه كجا رفته بودى . گويد عبد الله بن جعفر رقّى ، از عبيد اللّه بن عمرو ، از معمر ، از گفتهء حسن بصرى ما را خبر داد كه مىگفته است * شريف هيچ قومى را نديدم كه از احنف برتر باشد . گويد عفان بن مسلم و حسن بن موسى هر دو ، از حماد بن سلمه ، از پير مردى ، از بنى تميم ، از احنف بن قيس ما را خبر دادند كه مىگفته است * بيم از پاسخ مرا از بسيارى از سخنها باز مىدارد . گويد اسحاق بن يوسف ازرق و محمد بن عبد الله انصارى هر دو ، از ابن عون ، از حسن بصرى ما را خبر دادند كه مىگفته است * پيش معاويه دربارهء مطلبى سخن مىگفتند . همگان چيزى گفتند جز احنف كه همچنان ساكت بود . معاويه به او گفت : اى ابو بحر سخن بگو . گفت : اگر دروغ بگويم از خدا بيم دارم و اگر بخواهم راست بگويم از شما مىترسم ! گويد عفان بن مسلم ، از عرعرة بن برند ، از ابن عون ، از حسن بصرى ما را خبر داد كه مىگفته است * احنف مىگفت من بردبار نيستم ولى بردبارى مىكنم . گويد اسماعيل بن ابراهيم اسدى ، از يونس بن عبيد ما را خبر داد كه مىگفته است * يكى از بردگان آزاد كرده احنف برايم نقل كرد كه بسيار كم اتفاق مىافتاد كه احنف در تنهايى و خلوت قرآن نخواهد . يونس در پى حديث خود مىافزود كه نگريستن به مصحف - مطالعه قرآن - از خوى پسنديده پيشينيان بوده است . گويد سليمان بن حرب ، از حماد بن زيد ، از زريق بن رديح از سلمة بن منصور ، از گفتهء يكى از غلامان احنف كه منصور پدر سلمه او را خريده بوده است نقل كرد كه مىگفته است * نمازهاى مستحبى را احنف بيشتر شبانه مىگزارد . در آن حال چراغ را نزديك خود مىنهاد و انگشت خويش را بر شعله چراغ مىگرفت و مىگفت سوز گرماى آتش را بچش . آنگاه خطاب به خود مىگفت : اى احنف ! فلان روز چه چيزى تو را واداشت كه چنان كنى ؟ گويد عفان بن مسلم ، از سليم بن اخضر ، از ابن عون ، از محمد بن سيرين ما را خبر داد